الفيض الكاشاني
213
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
پيامبر ( ص ) فرمود : « روشنى بخش حكمت گرسنگى است و دورى از خدا در سيرى است ، و نزديك شدن به خدا دوستى مسكينان و نزديكى به آنهاست ؛ سير نشويد كه نور معرفت از دلهايتان برود و هركه شب بيدار بماند و با معدهء سبك از طعام نماز بگزارد حور العين بيدار بمانند تا صبح شود . » « 34 » فايدهء دوم ، نازكى و صفاى دل است ( 1 ) كه با آن براى درك لذّت مناجات و متأثّر شدن از ياد خدا مهيّا مىشود ؛ چه بسا ذكرى كه با حضور قلب بر زبان جارى شود ولى قلب از آن لذّت نبرد و متأثر نگردد تا آنجا كه گويى ميان زبان و دل مانعى است كه همان قساوت قلب است ، و گاه در بعضى از حالات دل نازك مىشود و سخت از ياد خدا متأثّر مىشود و از مناجات لذّت مىبرد كه تهى بودن معده آشكارترين عامل آن است ؛ ابو سليمان گويد : آنگاه كه شكم من به پشتم بچسبد عبادت در كام جانم شيرين مىآيد . جنيد گويد : بعضى ميان خود و خدا توبرهاى از غذا قرار مىدهند و مىخواهند شيرينى مناجات را دريابند . ابو سليمان گويد : دل هرگاه گرسنه و تشنه شود زلال و نازك مىشود ، و چون از آب و غذا سير شود كور و خشن گردد ، در اين صورت متأثّر شدن دل به لذّت مناجات امرى است سواى آسان شدن انديشه و به دست آوردن معرفت ؛ پس اين فايدهء دوّم بود . فايدهء سوّم ، قبول شكست و خوارى ( 2 ) و بر طرف شدن سرمستى و شادمانى و غرورى است كه سر منشأ آن طغيان و غفلت از خداست ، و نفس با هيچ چيزى شكسته و خوار نمىشود آن گونه كه با گرسنگى خوار مىشود و در حال گرسنگى در برابر پروردگارش آرام و خاشع و از ناتوانى و خوارى خود آگاه مىشود ، زيرا توانش ضعيف و راه چارهاش با چند لقمهاى كه از دست داده
--> ( 34 ) اين حديث را ابو منصور ديلمى در مسند الفردوس از حديث ابو هريره نقل كرده و حكم كرده كه مسند است و اين نشانهء حديثى است كه ( مغنى ) به اسناد خود روايت كرده است . « مىگويم : حديث را طبرسى در مكارم الاخلاق ، ص 171 ، از كتاب روضة الواعظين فتال نقل كرده است .